اخبار

برای نخستین بار در کشور انجام شد؛ اجرای مانور اینفینیتیِ دو نفره با بال تندم

برای نخستین بار در کشور انجام شد؛

 

اجرای مانور اینفینیتیِ دو نفره با بال تندم/ دنیایِ پروازِ هر کسی محترم است

 

 

ایران خلبانانی دارد که اگر وقتی که نفرات برتر دنیا برای آکروباسی می‌گذارند، بگذارند آن ها اصلا نمی‌توانند کنار ایرانی‌ها رقابت کنند. ولی ما چندین برابر خارجی‌ها هزینه می‌کنیم، در حالی که چندین برابر کمتر جواب می‌گیریم. چون ما در انتخاب مربی و سایر مسایل متاسفانه تابعِ یک فضای احساسی هستیم.

به گزارش خبرنگارسروش ؛ محسن منصوری، 31 ساله و اهل بوشهر، جزو معدود خلبانانِ موفق در رشتۀ آکروباسی با پاراگلایدر در کشور است. طراحی و تولید عکس‌های خاص برای نمایش مانورهای آکروباسی از بیرون که 3 سال پیش یکی از این عکس های روی جلد پاراپنته مگ فرانسه قرار گرفت و همچنین پیشرو بودن در زمینه آموزش دوره امنیت پرواز و آکروباسی با بال تندم بخشی از فعالیت های اوست. رکورد اینفینیتی تامبلینگ او 73 چرخش است. نام او این روزها به خاطر اجرایِ مانور اینفینیتی دونفره اش که برای نخستین بار در ایران و در جزیره قشم صورت گرفت بر سر زبان هاست.

 

 

چند و چون این حرکت زیبا را در مصاحبۀ سروش آنلاین با وی بخوانید. هرچند این مانور بهانه ای شد که با او دربارۀ مسائل دیگر پروازی هم به سخن بنشینیم.

آقای منصوری، تا جایی که می دانم شما خیلی وقت پیش در ذهنتان بود که با پسنجر مانور اینفینیتی را انجام بدهید.

دقیقا همینطور است. اصلا جزو سیلابس های من بود که می خواستم همانطوری که SIVرا با بال تندم آموزش میدهم، آکروباسی را هم با تندم آموزش بدهم.

چه شد که پسنجر یک خانم انتخاب شد؟ چون تا به حال هیچ خانمی  در ایران این مانور را تجربه نکرده بود؟

اول اینکه بگویم، بیشتر من ممنون خانم شبنم صابری هستم. به خاطر این که ایشان به من اعتماد کردند که با هم اینفینیتی بزنیم. منتها چیزی که هست یکی این است که نمی خواستم وزن پسنجر من خیلی زیاد باشد، که بتوانم ری اکشن های بال را کنترل کنم و بالم باصطلاح خیلی حساس نباشد. و دیگر این که خانم شبنم صابری هم کسی بود که ایده اینفینیتی تندم را خیلی دوست داشت و چندین بار این علاقه اش را به من گفته بود.

 

برای اولین بار این حرکت چه سالی در دنیا تجربه شد؟

در دنیا اولین بار پال تاکاتس اینفینیتی تندم زد که پسنجرش گابور کزی بود. سال 2010 در اولودنیز انجام دادند. ناگفته نماند که این مانور ما در زاویه اینفینیتی هست. چون من از ریتمیک وارد اینفینیتی شدم. چند روز آینده اگر خدا بخواهد این مانور را کامل می کنیم و فیلم اینفینیتی تامبل دو نفره را بیرون می دهیم. ولی، خب آنچه مهم است بدان دست یافتیم و بال در روتیشن اینفینیتی چرخید.

چند تا اینفینیتی زدید؟

فکر کنم 4 تا 5 دور در زاویۀ اینفینیتی چرخیدیم. علت این هم که سریع خارج شدم این بود که من فشارهای پسنجرم را دقیق نمی دانستم. چون اول به ایشان گفتم شما اگر توانایی داشته باشی من اول ریتمیک سَت قوی می زنم و شما را حسابی بالا می آورم. بعد که من هی ریتمیک زدم و زدم و آرام در زاویه پایین نگهداشتم خوشبختانه دیدم ایشان خوب مقاومت می کند و با من حرف می زند، بنابراین تصمیم گرفتم وارد اینفینیتی شوم ولی کمی دیر بود. وقتی وارد شدم به زمین نزدیک شده بودیم و من باید قاعدتا خروج Safe را در ارتفاع امن انجام می دادم.

چرا شما به صورت تندم آموزش می دهید؟ این کار چه مزیتی دارد؟ فرقی کوچینگ از پایین با رادیو و تندم از نزدیک چیست؟

بدیهی است وقتی مربی کنار هنرجو قرار دارد، ریزترین خطاهای او را گوشزد می کند. اگر یک هنرجو بتواند با بال تندم فشارهایِ تندم را تحمل کند با بال سینگل خیلی راحت تر این کارها را می کند. چون در تندم کارها سخت تر انجام می شود. آن چیزی که همیشه برای من مهم بوده اینست که یک هنرجو از دوره های من خروجی بگیرد و توانایی انجام کار را بعد از دوره هم داشته باشد، نه اینکه فقط یک کار را در دوره انجام بدهد و تمام شود برود و بعد نتواند تکرارش کند. روی این حساب باید هنرجو را با تندم ببرم بالا تا فشارها و زاویه ها کاملا برایش عادی شود. برک ها را می دهم دست خودش و کم کم خودم دیگر اصلا برک نمی گیرم. فقط کنارش هستم تا اگر مشکلی پیش آمد همانجا سریعا دستور صحیح را به هنرجو بدهم. این پروسۀ آموزشی گران ترین، ولی عمیق ترین و بهترین نوع آموزش است.

این کار کمک می کند که هنرجو زودتر مستر شود؟

این کمک بسیار زیادی می کند که هنرجو خیلی سریع و بدون خطاهای زیاد به جایی برسد که می خواهد. به گمان من یک پرواز تندم برای هنرجوها بیش از 10 پرواز سینگل اثرگذار است.

 

 

تکلیفِ تفاوتِ بین پروازهای سینگل و تندم هنگام ورود و خروج از مانور چه می شود؟

تفاوت ها بسیار زیاد است. منتها این را منِ مربی باید بدانم که چه چیزهایی باید به هنرجو بگویم که هنرجو آن ها را بعدها در بالِ سینگل بتواند اجرا کند، بدونِ اینکه به مشکلی بربخورد. من از هنرجوها فقط در سطوح و لایه هایی کار می کشم که لازم است. طبیعی است که بعد از آن هنرجو باید سینگل باشد.

در این روش هنرجو با بالِ تندم با شما روی آب مانوری زده با شرایط ویژه دانسیتۀ هوا، بعد می رود در شهر خودش در آن هوا در حالی که سینگل است. آیا این هنرجو آموزش های لازم را در دورۀ شما می بیند؟

نه اینطور نیست، چون ما تمام آموزش هایمان با تندم نیست. یکی از مراحلِ آموزشِ ما با تندم است. هنرجو ده تا پرواز تندم انجام می دهد، مانورها رامی زنیم بعد که برایش عادی شد در دانسیتۀ همینجا، سینگل پرواز می کند. توانایی شخصی و اعتماد به نفس شخصی اش که رشد کرد، بعدها در شهر خودش روی خشکی می تواند مانور کند.

شما و چند نفر معدود در ایران هستید که اینفینیتی تامبل می زنید. آیا این حسِ رقابت در شما باعث می شود که شما مثلا 70 تا اینفینیتی بزنید، بعد بروید سراغ اینفیتی با پسنجر؟ یا اصلا دنبال رکورد و این مسائل نیستید؟

رقابت خاصیتِ ورزش است که من هم از آن مبرّا نیستم. حس خودنمایی و برتری جویی در همه هست. من هم جزو افرادی هستم که همیشه دوست دارم برترباشم و بهتر از بقیه ولی نه به هر قیمتی. این که بتوانم با تمرین خودم را بهتر از بقیه کنم به من لذت می دهد. اگر 73  اینفینیتی بچرخم و دوست آکرومنِ من 88 تا، این نه خیلی روی کار من اثر نمی گذارد و نه ارزش کارم را برای خودم پایین می آورد. آنچه برای من خیلی مهم است اینست که امروزم از دیروزم بهتر و بهترباشم و به فکر فردای بهتر باشم. مایلم همیشه صاحب اندیشه های جدید باشم. مثلا یک فیلم دی بگ می گذارم و می بینم که 4 نفر دیگر هم می خواهند این کار را بکنند. یا سعی کردم رکوردی از اینفینیتی ایجاد کنم که 73 چرخش در ارتفاع 1070 متری انجام دهم که بعد یکی از دوستان خودم این رکورد را ارتقا داد. الان اینفینیتی با بال تندم را اجرا کردم که می دانم ممکن است دوستان دیگری هم این مانور را اجرا کنند. اصولا معتقدم وقتی من کاری انجام می دهم حتما کس دیگری هم می تواند انجام دهد یا بالعکس.

شما چه سالی و کجا این مانور را یاد گرفتید و انجام دادید؟

من سه سال پیش در اولودنیز اینفینیتی زدم. حاصل تمرینات خودم هم بود و مربی ام از طریق ایمیل مرا کوچ می کرد. اولین بار به صورت ریتمیک و 5 روز بعد تامبلینگ اجرا کردم.

وضعیت آکروباسی را در ورزش های هوایی در حالت کلی چطور ارزیابی می کنید؟

آکروباسی رشته بسیار پرهزینه ای است. ایرانی ها پیشرفت خیلی خوبی داشته اند ولی ما چندین برابر خارجی ها هزینه می کنیم در حالی که چندین برابر کمتر جواب می گیریم. چون ما در انتخاب مربی هایمان اشتباه می کنیم و متاسفانه دراین خصوص تابعِ یک فضای احساسی هستیم. مثلا برخی اعتقاد دارند که از اول با همان مربی باشند که بیگینر را به آنها آموزش داده است! این اطلاعات را نداریم که هر مربی را برای سطحی خاص انتخاب کنیم.

 

از نظر وجود استعداد در کشور چه نظری دارید؟

** به نظر من خیلی عالی است. ما افرادی داریم که اگر وقتی که نفرات برتر دنیا برای این کار می گذارند، بگذارند آن ها اصلا نمی توانند کنار ایرانی ها رقابت کنند.

کمی از حال و هوای مسابقات بین المللی که شرکت کرده اید بگویید.

من مسابقات ایتالیا رفتم و یک مسابقه اوپن هم در اسپانیا شرکت کردم. لذتبخش ترین مساله برایم این بود که این مسابقات یک برنامه است که با روش های جدید مانورها آشنا بشویم و این علم را ارتقا دهیم. البته فضای مسابقه هم بود، ولی هیچکس به کسی بی احترامی نمی کرد و کُری هم برای هم نمی خواندند.

فضایی که متاسفانه گاهی در ایران وجود ندارد.

ببینید، بزرگترین مشکل ما ایرانی ها که نمی توانیم پیشرفت خوبی داشته باشیم اینست که ما چند نوع مربی داریم که خلبان ها نمی دانند. ما افرادی را داریم که خوب حرف می زنند و افرادی که حرف هایِ خوب می زنند. این دوتا خیلی با هم فرق دارند. بنابراین هنرجو باید فقط از ناحیه مربی شانس بیاورد. همچنین کسانی را داریم که خلبان های خوبی هستند ولی اصلا مربی های خوبی نیستند. خلبانی اش خوب است ولی در انتقال اطلاعات ضعیف است. افرادی را داریم که متاسفانه اصلا یک مانور را خودشان نمی توانند اجرا کنند ولی دارند آنرا تدریس می کنند. به نوعی هنرجوها شکار می شوند این وسط. چه بسا  هنرجوهایی داریم که 10 روز مرخصی می گیرند که دوره بروند ولی از دوره شان خروجی خوبی نمی گیرند و حتی از پاراگلایدر هم زده می شوند.

این مجموعۀ انتقاداتِ شما به نحوۀ آموزش و کمیته اش در انجمن بر نمی گشت؟

خیر، من تنها از خود خلبانان انتقاد دارم. خلبان باید با چشم باز مربی انتخاب کند. هر کسی که اینفینیتی می زند مربی نیست، این دیدگاه من است. مثلا ما افرادی داریم که کراس کانتری خوب کار می کنند، ولی مربی دوره امنیت پرواز نیستند. هر مربی در یک لایه و سطح خودش کاربلد است. من خودم اگر بخواهم هنرجویم را ببرم سمت مسافت از محمد سمنانی کمک می گیرم. چون من کارم مسافت نیست.

می گویند دوره های آقای منصوری از لحاظ هزینه گران است. درست است؟

من افرادی را می شناسم که خوب هم آموزش نمی دهند ولی دوره هایشان گران است. ببینید، من الان مقابلِ هنرجوهایم دارم با شما صحبت می کنم. همه این ها هم خوب می دانند که می توانند بروند یک دوره ارزان تر. من با یک حساب سرانگشتی به شما می گویم که یک هنرجوی عادی باید برای مستر شدن در امینت پرواز بین 40 تا 60 تا پرواز کند که خروجی خوبی داشته باشد. وقتی سه بار همان دوره برود حدود 5 میلیون فقط هزینه دوره ها می کند. سه بار هم به آن مکان می رود و بر می گردد و هزینه های جانبی هم دارد . حال اگر این فرد در دوره ای بیاید که نفرات کمتری هستند و به جای خروجی گرفتن در طی 6 ماه در 10 روز خروجی بگیرد، آیا بهتر نیست؟ زمان یادگیری را  هم کوتاه می کند. من فکر می کنم در این دوره ها اتفاقا ضرر کنندۀ اصلی خود من هستم.

یعنی در دوره های 10 روزۀ شما هنرجوها 60 سورتی پرواز می کنند؟

من هنرجو دارم که روزی 8 سورتی پرواز می کند. البته هوا تعیین کننده است، ولی معمولا یک هنرجوی دوره امنیت پرواز حدود 15 روز کارش طول می کشد.

 

الان روی چه برنامه ای کار می کنید؟

** سخت مشغول طراحی سیلابس های جدید و کارآمد برای آموزش صحیح دوره های امنیت پرواز و آکروباسی هستم. شاید روزانه 10 تا 15 صفحه در این خصوص یادداشت می نویسم. برنامه دیگرم طراحی فیلمی است که بتوانیم حرکات جذاب موتورسواری را با پاراموتور تلفیق کنیم و فیلم آن را در اختیار علاقمندان قرار دهیم.

دیگر سئوالی ندارم. ضمن تشکر از شما، حرف پایانی تان را بفرمایید.

تنها چیزی که می خواهم بگویم اینست که ما در یک محیط ورزشی و فرهنگی داریم فعالیت می کنیم. افراد خاصی هم که وارد این رشته می شوند، کمترین کاری که کرده اند حداقل بین 15 تا 20 میلیون تومان تجهیزات خریده اند. بیایید حرمت این افراد را نگهداریم. چه خلبان بیگینر چه خلبان آکروباس، همه تنها و تنها تلاش کنیم که محیطی ایجاد کنیم که لذتبخش باشد. یک خلبان ممکن است از اسپیرال دایوی که انجام می دهد حالی را ببرد که من از اینفینیتی هم نبرم. دنیایِ پروازِ هرکسی برای خودش محترم است. از همه می خواهم، تنها و تنها این که محیط را متشنج نکنیم.

 

منبع: سروش آنلاین